معجزه

قبول دارم که گاهی به جایی می رسی که دوست داری یه معجزه  اتفاق بیفته... اما خوب تو زندگی آدم فقط دوتا اتفاق میفته  که دست خود آدم نیست و آدمها نمی تونن باهاش کنار بیان، مقابله کنند یا قبولش کنند. یکی تولد خودشونه و یکی دیگر مرگ خودشون!

بقیه ی اتقاق ها تو زندگی، هرچیزی که باشه دست خود آدمه می تونه درستش کنه، باهاش بجنگه، رهاش کنه یا هر عکس العمل دیگه ای داشته باشه.... فقط دو تا اتفاق که از دست آدم خارجه پس معجزه محسوب میشه تولد خودت و مرگ خودت!

پس بهتره که زیاد منتظر معجزه نشینیم چون بعدش نیستیم که ببینیم چه اتفاقی میفته....

هذیان های آخر شب

نمی دونم چرا انقدر دوست دارم که الان تو وبلاگم بنویسم، حرف خاصیم برای زدن ندارم اما دوست دارم که الان بنویسم.

الان گویا همه بیدارن! اینو از تعداد آ دم هایی که توی مسنجرم آنن می گم. 

شب شلوغیه اینجا! شایدم همیشه اینجوریه و من خیلی کم این طرفا پیدام میشه! به هر حال الان دلم می خواد بنویسم! چیز دیگری که دلم می خواد اینه که یه چند روز با خیال راحت برم مسافرتُ فقط بخوابم و بازی کنم و گردش توی طبیعت داشته باشم.  دلم می خواد این ترمم تموم شه و راحت شم از درس خوندن! شاید بتونم واسه دل خودم درس بخونم. دلم خیلی چیزا می خواد، دلم می خواد چند تا آدم را ببینمُ که دلم کلی براشون تنگ شده مثل نازنین

برای فردا کلی کار دارمُ می دونم تا صبح همش فکر می کنم که باید فردا چی کارا کنم و صبح که از خواب پا میشم به سختی می تونم حتی روشون تمرکز کنم از بس خستم...

خرسند شدیم از اینکه امروز رنگ دگر است نه رنگ دیروز....

امشب دلم یه عالمه بیرون قدم زدن می خواد. دلم ماه می خواد و آسمان و هوای خوب و شاید بالا پشت بومی که رو به یه تپه است.... دلم ستاره می خواد و برف می خواد و بارون!

حتی شاید دلم فقط یک بالکن یه جای بالای بالا می خواد که بتونم برم توشُ تهران را زیر پام ببینم! جایی که هوا بخورمُ کمی فک کنم. یا جایی که بتونم فقط زیبایی ببینم، ببینمُ فک نکنم!

امشب دلم هوای تازه می خواد، نوشتن می خواد، چرخیدن و نفس کشیدن می خواد.... 

............


مردن یعنی...

 به اعتقاد خیلی ها آدما وقتی میمیرن که دیگه نفس نکشنُ قلبشون نزنه....

دکتر اجتهادی سر کلاس بیوفیزیک مردن را تعادل گرمایی با محیط تعریف می کنه، ولی بعدش بلافاصله میگه به تعادل رسیدن یعنی مردن! 

و راست می گه وقتی زندگیت به تعادل برسه وقتیه که مردی! حتی اگر خودت نفهمیده باشی....

این تعادل گاهی تعادل واقعی هم  نیست، گاهی بی تفاوت بودن نسبت به همه چی یک تعادل کاذب را ایجاد می کند، که بلایی سر آدم میاره که آرزو می کنه کاش مرده بود...


سال نو، تجربه نو

سال نو، تجربه های نو!

این اسمیه که سوگل به این سال داده و من به شدت ازش استقبال کردم....

امسال سالی قراره باشه که کارهایی توش انجام بدیم که تا حالا جرات انجام دادنش را نداشتیم، تجربه هایی داشته باشیم....

به هر حال به امید داشتن سالی نو با کلی تجربه ی نو.... و امیدوارم هرکس که این مطلب را می خونه، تصمیم بگیره که کارهایی امسال انجام بده که همیشه می ترسیده قبلا انجام بده. عین ما! 

کاش دنیا مثل فیلم ها بود...

این روزها روزهای عجیبیست! 

وقتی علیرضا اون پیامک عجیب را در مورد ایرادهای من گفت شوکه شدم....

عادت کردم یا عادت داشتم را یادم نمیاد. به خاطر این عادت است که اینجوری هستم و نیستم.

توی فیلم ها همه چی چقدر ساده است. همه چی پشت هم و سریع می گذره اما اینجا، توی دنیای واقعی همه چی خیلی کندِ. حرف ها از یاد نمی رند، نامه ها سریع نمی رسند، آدم ها فراموش نمی شوند و اتفاق های زندگی سریع نمی گذرند و شاید سریع می گذرند و ما نمی فهمیم! فقط وقتی متوجه می شویم که نگاه می کنیم و می بینیم که ای وای چقدر همه چی زود گذشته و زندگیت واقعا عین فیلماست! اما این روز ها خیلی کند می گذرد خیلی.........

گام آخر شروع راه دیگر

باز شاهین اومد و رفت.

احتمالا دفعه دیگر که بیاد خیلیامون ایران نباشن. دیروز یادم افتاد که چقدر خوبه که آدما گاهی دور هم جمع شن و فقط خاطره های قدیمیشونو مرور کنن. این جوری یادشون میاد. که قدیما چی بودن....

این بار هم دلم برایش تنگ می شه، مثل همیشه که نیست، مثل همه دوستام که نیستن.....

عید آمد عید آمد یاری که رمید آمد      عیدانه فراوان شد تا باد چنین بادا

سال 89 هم شروع شد. یادم میاد پارسال برای تبریک عید نوشتم که به امید این که امسال مرزهای بزرگتری داشته باشیم. فقط یادم رفت بنویسم که آدم ها با مرزهاشون شناخته می شن، شخصیت تو را مرزهات مشخص می کنه و اگر مرزهاتو ناخواسته رد کنی .....

امسال آرزو می کنم برای خودم و همه ی دوستام که مرزهامونو بشناسیم خوب هم بشناسیم که اگر خواستیم مرزهامونو بزرگتر کنیم بفهمیم که چی کار می کنیم . وقتی خط قرمزی رد می شه برگشتی وجود ندارد اگر خواستیم خط قرمزهامونو ببریم عقب بهتره همه یادمون باشه که دیگر برگشتی وجود ندارد...

به امید این که امسال دیگر دل کسی را نشکنم

سال نو مبارک