گریه
بعضی وقت ها سر بعضی چیزها که از دستم خارجه و نمی تونم کاری بکنم براشون گریه می کنم.... تا حداقل خالی بشم.....
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 0:34 توسط سحر رحمانی
|
تو می تونی با دنیای بزرگترات زندگی کنی. همیشه به حرفشون گوش بدی و آخرشم زندگی موفق مثل زندگی اونا داشته باشی، اما می تونی دنیای متفاوتی بسازی. می تونی از تجربه های دیگران استفاده کنی اما زندگی خودت را داشته باشی متفاوت با اون چیزی که اطرافیانت ازت می خوان یا اطرافیانت هستند.
من خواستم و می خوام که متفاوت باشم. از اشتباهات دیگران درس می گیرم ولی می خوام زندگی را خودم تجربه کنم. می خوام دستم را تو آتیش ببرم تا خودم بسوزم. اما حواسم هست که خودم تو آتیش نپرم....