این ذهن آشفته ی من

این ذهن آشفته ی من آرام نمی گیرد... که چرا آرام نمی گیرد که آرام بگیرد که خواب هایت را نبینم... آرام گیر از چه نمی دانم که چرا نا آرام است... آرام گیر این ذهن آشفته ی من آرام گیر...


بنگ بنگ

بعضی دوستی ها برای آدم خیلی خاص هستند... بعضی دوستی ها برای آدم خیلی خاص تر هم می شوند... بعضی روز ها برای آدم خیلی به خصوص می شوند... اون روز برای من یکی از همون روز های خاص زندگیم بود... نمی دونم چرا شاید هیچ اتفاق خاصی نیفتاد برام.... اما اون روز برام خاصه... شاید به خاطر سی دی آهنگی بود که اون روز دریافت کردم و برام خیلی با ارزش بود. 

با یکی از دوستانم که از دوستان (تقریبا) صمیمی ام بود و کمی قبل با هم مشاجره ای داشتیم قرار داشتم. یه روز دلم خیلی براش تنگ شده بود و زنگ زدم و خواستم ببینمش... طبق رسم همیشه قرارمون هات چاکلت سر پل پارک وی بود... هم را که دیدیم متوجه شدم چقدر دلم براش تنگ شده بود... به بهانه ی نهار نگهش داشتم دلم نمی خواست که انقدر زود از هم جدا شیم... اونم می دونم که دلش نمی خواست. سوار ماشین که شدیم بهم یه سی دی داد... بنگ بنگ! طبق عادت معمولش هر آهنگی که پخش می شد کلی راجع به خواننده اش و این که چقدر این آهنگ محبوب و .... صحبت کرد... نهار را برای زنده کردن کلی خاطره ی قدیمی دیگه توی لمیز زعفرانیه خوردیم و کلی خندیدم و از هم جدا شدیم... من قرار داشتم با یکی که بعد ها از دوستان خیلی خوبم شد و اون با دوست دخترش... جدا شدیم و این جدا شدن شاید خیلی طولانی بود... ولی من همیشه اون سی دی را گوش می دادم... تک تک آهنگاش را دوست داشتم و دارم... بنگ بنگ!

بعد از جدا شدنمون من رفتم دم رصد خانه چون ماشینم اونجا بود و دلم خواست که یه سر هم به رصد خانه بزنم و اونجا بود که دیدم که یکی از دوستانم از سفر!!!!!!! خیلی طولانی مدتی !!!! برگشته. دلم خیلی براش تنگ شده بود و چون این مدت سفرش! خطرناک بود نگرانش شده بودم.... با دیدنش خیلی خوشحال شدم. انقدر که دلم نخواست برم به قرار ملاقاتم و با کمال وقاحت فردی را که باهاش قرار داشتم قال گذاشتم (البته بگذریم که شاید همین اتفاق باعث شد که بعد ها انقدر دوستان خوبی بشیم) ... بنگ بنگ!

اون روز روز ویژه ای بود... نمی دونم همیشه توی ولیعصر رانندگی کردن، هات چاکلت رفتن واسم ویژه بوده و هست... اما آن روز خیلی ویژه بود. شاید واقعا به خاطر سی دی موزیکی بود که بهم دادی... یا شاید به خاطر اون 13 آهنگیه که واقعا دوستشون دارم... اما هر دفعه آهنگ ها را می شنوم دلم برای اون دوستم، اون دوستی و دوستیا خیلی خیلی تنگ می شه..... بنگ بنگ....!