رادوین دوم
و چون اولین هدیه ای بود که از رادوین می گیرم این اسم را بهش دادم...
از همه ی دوستان و خانوادم که این هدیه را بهم دادن کلی تشکر می کنم خیلی خیلی عالی بود...
و چون اولین هدیه ای بود که از رادوین می گیرم این اسم را بهش دادم...
از همه ی دوستان و خانوادم که این هدیه را بهم دادن کلی تشکر می کنم خیلی خیلی عالی بود...
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴
۱۵
۱۶
۱۷
۱۸
۱۹
۲۰
۲۱
۲۲
۲۳
۲۴!
پس من و ستی باهم تنها موندیم و الان که همه آمدن خونه ی ما و دوباره همه پیش همیم، من و ستی از آزمایش 10 روز تنها موندن تو خونه سربلند بیرون آمدیم و خونه را منفجر نکردیم.... البته من که می دونستم از پسش بر میام اما به مامانم حداقل ثابت شد....
ناقوسی که به صدا در آمده است، برای من می نوازد....
یار میگه دوستت دارم غصت چیه انگوری
یار میگه تو رو دارم غصت چیه انگوری
یار میگه با هم باشیم غمت چیه
یار که باشه غمت چیه ؟ غمت چیه ؟
یار اگر یار باشه همدم و هم غار باشه
دیگه دنیا رنجی نداره دل ما غمی نداره
انگوری غصه نخور شبها همه تموم میشه
روز میرسه دوباره اشکامون لبخند میشه
صبح میرسه از اون دورا
شب می افته از اون بالا
شاد میشه دل همه
بدی میره واسه همه
یار میمونه با یه دنیا بوسه
شهر میمونه با یه دنیا بوسه
عاشق پسرشم. یه پسر تپل و خوشگل اما مامان بودن ستاره یه ذره عجیبه.... یه جوریه....
یه جوراییم می ترسم با ازدواج ستاره من و ستاره خیلی دنیامون عوض شد. دغدغه های متفاوت، مدل زندگی متفاوت.... حالا که مامان شده احتمالا حالا حالا ها من نمی تونم درکش کنم....
اما از همه ی اینا گذشته پسرش واقعا بی نظیره... یکی از بهترین حس های عالم را دارم الان، بعد از مدت ها از این که الان ایرانم واقعا خوشحالم. فکر کنم اگر الان خارج از کشور بودم دق می کردم.... آخه من!!! خاله خانومم:))) و اون اولین خواهر زادمه...