امروز خیلی خوشحالم... با دوستانی نه چندان قدیمی و دوستی خیلی قدیمی رفتیم بیرون.... بعد از مدت ها حس روزهای قدیمم را داشتم... روزهایی که واقعا خوب و شاد بود... دور هم نشستن های لذت بخش... جای نسرین و شاهین و محسن خیلی خالی بود... دلم برای هر سه تاشون و برای خیلی دیگر از دوستانم که الان دورند خیلی تنگ است... اما امروز فرق داشت... حسم مثل حس های قدیم بود...
نسرین روزهای توی آی دی اس اس ! یادته؟
محسن یادته وقتی از رصد خونه با پژمان برمی گشتیم؟
چقدر می خندیدیم... (اگر چه شما بیشتر به من می خندیدید اما باز خوب بود)
امروز واسم مثل اون روزها بود...
شاید به خاطر حس خوب خودم بود یا حس خوب پژمان یا هر جفتش... اما هر چی بود خیلی خوب بود....
به امید ادامه دار بودن این حسهای خوب...