ناقوس ها برای که به صدا در آمدند؟
صدای سازت با سازم کوک است.... صدای سازت مرا، روحم را به رقص وا می دارد... صدای زمان را می شنوم، ضربان ناقوس را که با هر ضربه مرا تا اوج آسمان ها می برد....
ناقوسی که به صدا در آمده است، برای من می نوازد....
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 23:37 توسط سحر رحمانی
|
صدا از صدایی اومد که من وقتی تا دم دمای صبح بیدار می نشستم و کتاب می خوندم می شنیدم... اوایل فکر می کردم که صدای اذانی را در دور دست می شنوم. شاید چون گوش هایم به صدای اذان حساس بود (من همیشه تا اذان صبح کتاب می خوندم بعد می خوابیدم چون دوست نداشتم وقتی هوا روشن می شه بیدار باشم) اما بعد ها فهمیدم که صدای باد که داره سکوتش را فریاد می زنه... وبلاگ واسه من همین نقش را داره... چیزهایی که نمی تونم راحت بگم را می نویسم تا همه دنیا بتونن بخوننش...