به نام پدر
نیمه ی تابستان برای من فقط یک معنی دارد و آن هم تنها مردی است که عاشقانه دوستش دارم و عاشقانه دوستش خواهم داشت تا ابد. مردی که بهش با تمام وجود احترام می گذارم و شخصیتش را می ستایم. تنها مردی که اگر روزی از من ناراحت یا نا امید شود، از درون می شکنم، خرد می شوم. و تنها مردی است که در تمام رویاهایم حضور دارد و می گوید بهت افتخار می کنم عزیزم....
نیمه ی تابستان برای من روز مقدسیت.... مقدس ترین روز سال.... نیمه ی تابستان... روز تولد پدر است.
تولدت مبارک و تا همیشه شاد و سلامت باشی
دوستت دارم
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 17:31 توسط سحر رحمانی
|
صدا از صدایی اومد که من وقتی تا دم دمای صبح بیدار می نشستم و کتاب می خوندم می شنیدم... اوایل فکر می کردم که صدای اذانی را در دور دست می شنوم. شاید چون گوش هایم به صدای اذان حساس بود (من همیشه تا اذان صبح کتاب می خوندم بعد می خوابیدم چون دوست نداشتم وقتی هوا روشن می شه بیدار باشم) اما بعد ها فهمیدم که صدای باد که داره سکوتش را فریاد می زنه... وبلاگ واسه من همین نقش را داره... چیزهایی که نمی تونم راحت بگم را می نویسم تا همه دنیا بتونن بخوننش...