به امید داشتن سالی که توش کمتر دروغ بگیم.
به امید داشتن سالی که کمتر به کارهایی که می دانیم از نظر انسانی غلط است بپردازیم.
به امید داشتن سالی که مرزهای زندگیمون مال خودمون باشه نه اون چیزی که ۲۱ سال به خوردمون دادن.
به امید داشتن سالی که بیشتر با تمام چیزهایی که به غلط به خورد نسل هامون دادن بجنگیم.
به امید داشتن سالی که توش آرامش داشته باشیم.
و به امید داشتن سالی که از تک تک لحظات خوب و بدش لذت ببریم....
"سال نو مبارک"
+ نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 1:47 توسط سحر رحمانی
|
صدا از صدایی اومد که من وقتی تا دم دمای صبح بیدار می نشستم و کتاب می خوندم می شنیدم... اوایل فکر می کردم که صدای اذانی را در دور دست می شنوم. شاید چون گوش هایم به صدای اذان حساس بود (من همیشه تا اذان صبح کتاب می خوندم بعد می خوابیدم چون دوست نداشتم وقتی هوا روشن می شه بیدار باشم) اما بعد ها فهمیدم که صدای باد که داره سکوتش را فریاد می زنه... وبلاگ واسه من همین نقش را داره... چیزهایی که نمی تونم راحت بگم را می نویسم تا همه دنیا بتونن بخوننش...